تبليغاتX
گمشده
دیگر این خانه مرا تنگ بود ... زندگی بی شهدا ننگ بود

رسول الله(صلى الله عليه و آل) هنگامى كه رويت هلال رمضان مى‏فرمود، رو به قبله مى‏نمود و دستهاى مباركش را بلند مى‏كرد.و مى‏گفت: پروردگارا اين ماه را بر ما نو گردان به امن و امان، و سلامتى و اسلام، و تندرستى شايان تشكر، و روزى فراخ، و بر طرف ساختن دردها و ناملايمات، بار پروردگارا روزى كن ما را روزه و قيام براى عبادت، و تلاوت قرآن در اين ماه، و او را براى ما سالم و تمام گردان، و او را از ما سالم بدار، و ما را در اين ماه سالم و تندرست فرما.

درباره ماه رمضان

رمضان اسمى از اسماء الهى مى‏باشد و نبايست‏به تنهائى ذكر كرد مثلا بگوئيم، رمضان آمد يا رفت، بلكه بايد گفت ماه رمضان آمد، يعنى ماه را بايد به اسم اضافه نمود، در اين رابطه به سخنان حضرت امام محمد باقر (عليه السلام) گوش فرا مى‏دهيم.

رمضان از اسماء الله است

هشام بن سالم نقل روايت مى‏نمايد و مى‏گويد: ما هشت نفر از رجال در محضر حضرت ابى جعفر امام باقر (عليهما السلام) بوديم، پس سخن از رمضان به ميان آورديم.

فقال عليه السلام: لا تقولوا هذا رمضان، و لا ذهب رمضان و لا جاء رمضان، فان رمضان اسم من اسماء الله عز و جل لا يجيى و لا يذهب و انما يجيى‏ء و يذهب الزائل و لكن قولوا شهر رمضان فالشهر المضاف الى الاسم و الاسم اسم الله و هو الشهر الذى انزل فيه القرآن، جعله الله تعالى مثلا و عيدا و كقوله تعالى فى عيسى بن مريم (عليهما السلام) و جعلناه مثلا لبنى اسرائيل. (1)

 




لينك ثابت نوشته شده در پنجشنبه هفتم شهریور 1387ساعت 11:6 توسط ..:: هادی ::..

امام-زمان

گمشده

دیدار-خدا

سرزمین-شهدا

.....فعلا.....




لينك ثابت نوشته شده در شنبه بیست و ششم مرداد 1387ساعت 13:6 توسط ..:: هادی ::..

 

 

دریاست نبی و گوهرش فاطمه است

یكتاست علی و همسرش فاطمه است

 با آنكه همه خلق هست در پناه حسین

او هم به پناه مادرش فاطمه است

 

 

 

هستی همه هست به هست زهرا

کو شیعه که نیست مات و مست زهرا

دستش چو گشاینده مـشـگــلها بود

می زد پدرش بــوسه به دســـت زهــرا

 

 

زهرای نبی همچو خدایش تنهاست 

در بین زنان مقام او بی همـتا ست

هر چند به وصف او بگویـم کم است 

زهراست محمد و محمـد زهراست

 

 

 

 

الگوی زنان که حضـرت زهـرا هـسـت

در دایــره وجــود بـی هـمـتـا هست

هـسـتنـد زنـان بـه نـام زهــرا لیــکن

اینان همه قطره اند و او دریا هست

 

 

 

 




لينك ثابت نوشته شده در دوشنبه چهاردهم مرداد 1387ساعت 0:55 توسط ..:: هادی ::..

 
 

رزمنده ای که یخ زد


زمستان بود و هوا بسیار سرد . برف همه جا را سفید پوش کرد بود .

 گروهان در ماموریت پدافندی ماووت عراق بود . یک شب بنده به اتفاق 2 نفر

عازم سنگر کمین شدیم . برادری که جلوی بنده حرکت می کرد : پاسدار

وظیفه و نیروی بهداری گردان بود و برادر اردلی پشت سر بنده . چند متر از

سنگر استراحت فاصله گرفته بودیم که در کمال تعجب دیدم : برادر جلویی

 (بلا تشبیه )چون یک تکه چوب بدون اینکه از دستانش کمک بگیرد با صورت

 نقش زمین شد . بنده یاد صحنه های فیلم سینمایی افتادم . خدایا چرا ایشان

 به این صورت نقش زمین شد ؟ بلافاصله بر بالین ایشان حاضر و خواستم

سر ایشان را از زمین بلند کنم که متوجه شدم بدن ایشان کاملاً یخ زده

 و یکپارچه شده و ایشان بیهوش شده . با کمک برادر پاسبخش سریع ایشان

را بلند کردیم و یکپارچگی جسم ایشان کمک کرد که بدون برانکارد و آتل بندی

 2 نفری ایشان را به سنگر استراحت حمل کرده و بدن ایشان را روی بخاری

 آنقدر گرم کردیم تا جایی که بنده صدای مهره های کمر ایشان

 و خم شدن کمر را احساس کردم و پتوی داغ به ایشان پیچیدیم و تنفس

 مصنوعی را شروع کردیم و جواب داد . بله ایشان چشمانش را باز و با اشک

 شوق از برادران که هستی دوباره به ایشان داده بودند تشکر کردند

 




لينك ثابت نوشته شده در شنبه دوازدهم مرداد 1387ساعت 23:1 توسط ..:: هادی ::..

حملات شیمیایی رژیم صدام بر روی افراد نظامی و غیر نظامی ایران

 

فجايع جنگ

 

 

 

 

 

 

 

 

 

پس کجايند آناني که دم از حقوق بشر ميزنند

 

شهداي معصوم

 

 

 

 

 

 

 

 
باران مرگ

جنایات و کشتار جمعی صدام در ایران
در چند روز اخیر در تمامی خبر ها و مطبوعات و رادیو و تلویزیون بحث جنایات جنگی صدام بر سر زبانها است و به دلیل قتل عام مردم روستای از حومه بغدا عراق در حال محاکمه هستند. اما هیچ یک از حامیان حقوق بشر کلمه ای از کشتار مردم بی گناه کُرد زبان شهر های سردشت و مریوان و……. به زبان نیاورده

 
 
 
 

هر وقت بحث شیمیایی می شود همه فکر ها متوجه شهر حلبچه می شود و مقدار کمی نگاه به شیمیایی سردشت شده است
اما آیا تا کنون کسی از کشتار جمعی در شهرها و حومه شهرها و روستا های مرزی در کردستان گفته است ؟

ادامه مطلب



لينك ثابت نوشته شده در شنبه دوازدهم مرداد 1387ساعت 22:49 توسط ..:: هادی ::..

هویزه

هویزه

هویزه در جنوب غربی سوسنگرد قرار دارد و یکی از سه شهر دشت آزادگان است. این شهر در دوره خلفای اسلامی، آباد و سرسبز بود و کوشک‌ هویزه و کوشک بصره دو قلعه محکم  و دژ دفاعی این سرزمین به شمار می‌آمد. آب و هوای هویزه گرم و خشک است، آزاد مردم هویزه آریایی و مساحی است و به زبان فارسی و عربی سخن می‌گویند. مردم هویزه پیرو مذهب تشیع اثنی‌عشری هستند. اقتصاد هویزه بر کشاورزی و دامداری بنا نهاده شده جاجیم بافی نیز یکی از صنایع دستی قابل اهمیت است که اغلب آن صادر می‌شود.

در جنوب غربی حمیدیه رود کرخه منشعب می‌شد. از اوایل سال 1358حکومت بعثی عراق علاوه بر ایجاد تحرکات در مرزهای مشترک دو کشور اقدامات گسترده‌ای نیز در داخل ایران آغاز کرد.در این میان، منطقه هویزه به لحاظ عرب زبان بودن اغلب مردم آن، از اهمیت ویژه‌ای برخوردار بود.

اهالی مظلوم هویزه بارها هدف بمب‌گذاری‌ها و ترورها واقع شدند.

هفته اول شهریور 1359

مردم هویزه هنوز از توفانی که در راه بود خبر نداشتند هیچ‌کس باور نمی‌کرد که به زودی هویزه دستخوش حوادث هولناکی می‌شود.

8شهریور

با صدای تیراندازی، مردم سراسیمه به طرف پل قدیمی شهر که صدا از آن جا می‌آمد، دویدند. تیراندازی با صدای انفجار مهیبی توأم شد که شهر را لرزاند مردم دیدند که مأمورین چند نفر را دست بسته سوار جیب خاکستری می‌کنند. یک وانت بار کمی آن طرف‌تر در آتش می‌سوخت.

مردم هاج و واج از یکدیگر درباره تیراندازی و انفجار می‌پرسیدند تا این که یکی از مامورین به دستگیرشدگان اشاره کرد و گفت اینها داشتند از عراق سلاح و مهمات می‌آوردند. آن وانت هم پر از مواد منفجره بود، انگاری می‌خواستند بروند اهواز برای خرابکاری- اینها مزدور عراقی هستند. اول ایست دادیم اما توجه نکردند و بعد با ما درگیر شدند.


ادامه مطلب



لينك ثابت نوشته شده در شنبه دوازدهم مرداد 1387ساعت 22:41 توسط ..:: هادی ::..

       شلمچه

می شود گشت کیمیا به خاک

میشود سوخت ولی ساخت به خاک

میشود ساخت ولی سوخت به خاک

میشود بود ولی رفت به خاک

میشود جای عرش در فرش به خاک

میشود..

 

آخرين‌ عمليات‌ جنگ‌ در محور جنوبي‌ نبرد پس‌ از تقويت‌ دوباره‌ ارتش‌ عراق‌ توسط‌ حاميان‌ غربي‌ صدام‌ و هزينه‌هايي‌ كه‌ كشورهاي‌ عربي‌ خليج‌ فارس، صرف‌ حمايت‌ از رژيم‌ عراق‌ در رويارويي‌ با ايران‌ مي‌كردند، قواي‌ مسلح‌ اين‌ كشور دست‌ به‌ تهاجماتي‌ قابل‌ توجه‌ در محورهاي‌ جنوبي‌ جنگ‌ زدند. در حالي‌ كه‌ ايران‌ آماده‌ مي‌شد تا قطعنامه‌598 سازمان‌ ملل‌ را به‌ عنوان‌ معاهده‌اي‌ براي‌ پايان‌ جنگ‌92 ماهه‌ تحميلي‌ بپذيرد، نيروهاي‌ دشمن‌ با پيشروي‌ در خطوط‌ ايران‌ و حتي‌ اشغال‌ برخي‌ مناطق، وضعيت‌ فوق‌العاده‌اي‌ را به‌ وجود آوردند. اين‌ در حالي‌ بود كه‌ بسيج‌ عمومي‌ مردم‌ براي‌ تهاجمات‌ مجدد ارتش‌ صدام‌ در حد بالايي‌ بود و مي‌بايست‌ امتيازاتي‌ را كه‌ رژيم‌ عراق‌ قصد داشت‌ با قبول‌ حالت‌ نه‌ صلح، نه‌ جنگ‌ از ايران‌ بگيرد، پس‌ گرفته‌ مي‌شد. بنابراين‌ سياست‌ و اين‌ تاكتيك، عمليات‌ «بيت‌المقدس‌7 »- كه‌ يك‌ عمليات‌ ويژه‌ در نوع‌ خود بود- به‌ منظور پس‌ زدن‌ دشمن‌ از اين‌ سوي‌ خطوط‌ بين‌المللي‌ در منطقه‌ عمومي‌ «شلمچه» خرمشهر و در نخستين‌ ساعات‌ بامداد23 خردادماه‌1367 با رمز «يا اباعبدالله7)») آغاز شد. رزمندگان‌ اسلام‌ در قالب‌ چندين‌ گردان‌ بسيجي‌ با فرماندهي‌ نيروي‌ زميني‌ سپاه‌ پاسداران‌ انقلاب‌ اسلامي، توانستند شماري‌ از يگان‌هاي‌ ويژه‌ و آماده‌ دشمن‌ را متلاشي‌ نمايند و علاوه‌ بركشته‌ و زخمي‌ و اسير نمودن‌20400 تن‌ از نيروهاي‌ دشمن، يك‌ فروند هواپيما را ساقط‌ و60 دستگاه‌ تانك‌ و نفربر زرهي،40 قبضه‌ توپ،200 دستگاه‌ خودروي‌ نظامي‌ و چندين‌ زاغه‌ مهمات‌ دشمن‌ را منهدم‌ سازند و شمار بالايي‌ از تجهيزات‌ و ادوات‌ نظامي، چند قبضه‌ توپ‌ و تعدادي‌ زاغه‌ بزرگ‌ مهمات‌ دشمن‌ را به‌ غنيمت‌ خود درآورند.

نام‌ عمليات: بيت‌ المقدس‌7 زمان‌ اجرا3/23 /1367 تلفات‌ دشمن‌ (كشته، زخمي‌ و اسير) : 20400 رمز عمليات: يا ابا عبدالله‌ الحسين7 مكان‌ اجرا: منطقه‌ عمومي‌ شلمچه‌ در شمال‌ شرقي‌ خرمشهر - محور جنوبي‌ جنگ‌ ارگان‌هاي‌ عمل‌كننده: نيروي‌ زميني‌ سپاه‌ پاسداران‌ انقلاب‌ اسلامي‌ اهداف‌ عمليات: پس‌ زدن‌ دشمن‌ از خاك‌ ايران‌ و مقابله‌ با ترفند تجاوزات‌ دوباره‌ ارتش‌ عراق‌




لينك ثابت نوشته شده در شنبه دوازدهم مرداد 1387ساعت 22:32 توسط ..:: هادی ::..

   

      طلائیه                 

 

 

کافی است از اهواز به سمت خرمشهر بروی تا در مسیر به سه راهی طلائیه برخورد كنی و از آنجا راه غرب را تا نزدیکی مرز در پیش‌ بگیری تا برسی به پاسگاه طلائیه، الان دیگر تو در منطقه‌ای هستی که به خاطر این پاسگاه به طلائیه معروف شده است. منطقه‌ای که در نزدیکی هور و خشکی که شب‌های سرد زمستانی و روزهای داغ پنجاه درجه تابستانی‌اش را می‌شود از رنگ‌های به سرخی گراییده بچه‌های رزمنده دریافت. در آب کم عمق این منطقه نی‌هایی بلند می‌رویید. اینجا محلی است که عملیات‌های خیبر و بدر در آن صورت گرفت تا با تصرف جاده بصره- العماره عراق موازنه قدرت به نفع ایران تغییر کند کمی آن‌ طرف‌تر مجنون ‌شرقی و غربی است. جزایری که با نام بلندمردان همت گره خورده است. غواصی‌های سخت، گشت‌های شبانه‌ گذر از موانع متعدد و مختلفی چون مین‌های انفجاری، سیم‌های خاردار، موانع خورشیدی و... . حاج حسین خرازی همین‌جا بود که گفت: «امشب شب عاشوراست. نماینده امام از ما خواستند در طلائیه وارد عمل شویم. ما با تمام توان لشکر به دشمن خواهیم زد. هر کس می‌تواند بماند و هر کس نمی‌تواند آزاد است برود» و در آن شب و روز عاشورایی، خود به عباس بن علی (ع) اقتدا کرد و دستش را در راه خدا فدا کرد.

بقیه در ادامه مطلب




ادامه مطلب



لينك ثابت نوشته شده در شنبه دوازدهم مرداد 1387ساعت 22:14 توسط ..:: هادی ::..